ای دوستان روزهای خندانم

دشمنان همه روزهای زندگی

این است آخرین تمنای یک اسیر

بعد از نوازش مرگ بر صورت زردم

بر دستهای مهربان و نامهربان خود

تا خانه ابد برید این حصار بی جانم

حیف است بهر این وجود نا مقدار

محصور شود روح یک درخت

در کالبد سرد یک تابوت

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *