آنسان که خاک می درد سینه اش در پیشگاه گل

ما نیز درانیم سینه مان

اما چه سود

در این کویر که نیست در خیالش حتی سراب آب

جز دانه های درد و بوته های آه

جز ریش ریشه های حسرت سالهای مدفون به زیرخاک

آیا امید رویشی هست در خاک خسته اش؟

آیا امید رویش گلی حتی ز جنس خار؟

آیا امید رویش یک بی رمق امید؟

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *