ای تازیان! یار جاودان کنار من بمان

سینه ام در آتش است، این شب آخر است کنار من بمان

روزگار تلخ، روزهای وحشت از بوسه های تو به سر رسید

ز یار جاودانتری خبر رسید

موج می زند در نگاه خسته ام، یاد یادگار تو

نقش بسته است به صورتم، یادگار بوسه های تو

تازیان! یار جاودان من

لیک در سینه ام میل یار مهربانتری ست

میل یار جاودانتری ست

به حکمی که از حاکمان رسید

ز لطفی که از خالقم رسید

این شب فرقت است

مرگ، یار جاودانترم گشوده آغوش خویش

تازیان! یار جاودان

تنگ می شود دلم برای بوسه های تو

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *