‏ابر ببار و بشوی خون، از پای پر درد و تاول
که دور است و دیر، ره
که سخت است و تیز، سنگهای ره
و من تشنه‌ام، چون حریق
منتظر چون عطش

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *