امشب در برنامه‌ رادیو هفت که ویژه برنامه‌ای بود به یاد خسرو شکیبایی، به قول برزو ارجمند عمو خسرو ، در چهارمین سالگرد نبودنش، بیژن بیرنگ گفت که در پاسخ به پیشنهاد ساخت خانه‌ی سبزی دیگر، گفته‌است «برای ساخت یک خانه سبز به یک خسرو نیاز است». مجری شیرین سخن برنامه ،که نامش را به یاد نمی‌آورم، تحت تاثیر این پاسخ، گفت  جمله‌ای به این مضمون، یکی این پاسخ زیبا را شعر کند. من هم که دلم به دنبال بهانه بود برای شعر گفتن.

خسرو شکیبایی،آقای هامون، عمو خسرو و آفریننده‌ی ده‌ها خاطرات دیگر تقدیم به تو

***

برای خانه‌ای سبز دلتنگم

برای خانه‌ای که در آن شعر جاری شود از هر دریچه‌اش

و شعور تنیده در بند بند هر شعرش

دلم برای خانه‌ای سبز تنگ است

نه در شهری که چون این شهر

به تابستان‌ داغ

چونانکه  گویی خورشید، داغ می‌زند بر صورت سیلی خورده

و در زمستانش چو زمهریر

چنانکه که رد سرانگشتانش، تا زمستان بعد بر هر صورت به یادگار می‌ماند

برای خانه‌ای سبز، سخت دلتنگم

لیک دانم که نتوان ساخت خانه‌ای سبز بی صدایی سبز

دانم که  هیچ خانه‌ای  بی شکیبایی، سبز نخواهد بود.

حال که خسروی شهر رفته در پی شیرین

دانم که تا ابد به خانه‌های بی شعر محکومیم

عموی من، خسرو!

برای خانه‌ی سبزت، بند بند وجود من سخت دلتنگ است

1 پاسخ به برای خانه‌ای سبز دلتنگم

[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *