هر چند ترک خورد تمام وجودم از تردید بی‌انتهای تو

لکنت اگر گرفت کلامم در خروش سکوت تو

این ره اگر چه سخت، پایم اگر چه زخم

درمان درد من مگر به غیر دستهای گرم توست؟

 

چون دانه‌های برف که از ابر می‌شود جدا

جانم جدا شود ز تن به هر بغض در نگاه تو

اما به عهد گفته‌ام، دستم اگر چه کوته است

تا انتهای ره اگرچه دور، چون کوه پشت توست

 

من میشوم به سوی نگاه تو هر روز

شوق است در نگاه من و تردید در نگاه

از شوق من تو مست میشوی

من بیمار دردهای تو

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *