به سان کودکی کز ترس

می دزدید نگاه از دفتر دوستان خویش

دزدیدم نگاه تشنه ام از گلهای پیرهنت

ای کاش معلم شرم دورتر رود

تا بوسه ای بنشام بر سینه های تو

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *