در عقل چوم منی نگنجد یکم: دو رور پیش در روز گفتگوی تمدنها خبر رسید که چندین مناسبت به تقویم اضافه شد که اصلا کاری به آن موضوع نداریم و چند تا مناسبت رو به بهانه موضوعیت نداشتند از تقویم حذف کردند از جمله روز گفتگوی تمدنها که خوب، نمیشه با این موضوع کار نداشت. آخه این نظریه رو یک ایرانی، جناب محمد خاتمی خودمون،  مطرح کرد و آنقدر مهم بود که سازمان ملل یک سال رو به این عنوان نامگذاری گرد. حالا بماند که ما شده با خودکار سبز این مناسبت رو در تقویم اضافه  کنیم، می کنیم تا چشمش در بیاد هر کی می گه این مناسب موضوعیت ندارد.

اما آنچه در عقل چون منی نمی گنجد این است که اگر این مناسبت الان موضوعیت ندارد چرا آقا محمود رفتند نیویورک و هی خبر می رسد با این دولت یا آن دولت گفتگو می کنند. یعنی این کشورهایی که این عزیز در حال گفتگو با ایشان هستند مانند جیبوتی، سومالی، گینه و … تمدن نیستند یا تمدن ندارند. یا اصلا شاید همه این تصاویر خبری کار فتوشاپ باشد یا  آرشیوی برای سالهای پیش که گفتگوی تمدن موضوعیت داشت و ایشان الان رفتند جزایر قناری عشق و حال. خدا عالم است.

در عقل چوم منی نگنجد دویم: همیشه من از همان دوران نوجوانی جوش می زدم که چرا این فدراسیون فوتبال ما نمی تواند برنامه مسابقات لیگش را برای یک ماه آینده اعلام کند و هیچ تغییری توش ندهد. جوش من بیشتر می شد وقتی می فهمیدم که کشورهای مثل ژاپن و کره جنوبی قرار است طی یک برنامه چند ساله از نظر نظم لیگشون به سطح اروپا برسند و الان رسیدند و همه کم و بیش خوشحالند.  و اما ما، طی یک حرکت ضربتی به لطف جناب کفاشیان و سردار عزیر محمدی الان در طی مدت کوتاهی به جایی رسیدم که هنوز لیگ امسال تمام نشده لیگ سال بعد رو برنامه ریزی می کنیم و اصلا تغییر هم نداریم یا اگر داریم قابل چشم پوشی است.

اما آنچه در عقل چون منی نمی گنجد این است که مگر هنر است که برنامه ای رو برای بازیهای یک سال آینده ببندیم  اما یک ماه برای یک تیم هشت تا بازی بزاریم و ماه بعد یکی. بعد اینکه ژاپن و کره  عقلشون کم بود برای این نظم دهی برنامه چند ساله ریختند. می گفتند جناب کفاشیان و سردار رو بهشون یک سالی امانت می دادیم همچین گلستان کنند فدراسیون محترمشان رو. اصلا چرا این دو عزیر رو به فیفا امانت بدیم که کلا همه ازشون مستفیض بشند. باور کنید ثواب هم دارد. لیگ انگلیس و اسپانیا و غیرو هم پیشرفت خواهد کرد. باور کن.

در عقل چوم منی نگنجد سیم: اگر کمی حافظه با شما همکاری کند یادتان هست ما در دولت جناب خاتمی جشن خود کفایی گندم رو گرفتیم و کلی کیفور شدیم از  اینکه لازم نیست گندم از بلاد شرق یا غرب بخریم  و اون هم گندمی که در حلال و سالم بودنش جای شک بود. بس از دولت جناب شیخ شیک پوش، آقا محمود در یک حرکت عجیب دوباره گندم وارد نمودند و ما که هیچ خفن تر از ما نفهمید چی شد و چرا!  بعد از مدتی دوباره خبر رسید که از نو خود کفا شدیم و و لازم نیست گندم وارد کنیم. دو باره جشن گرفیتم. بعد بخشنامه ای از دولت صادرشد که کشاورزان عزیر گندماتون رو به هر میزان که با شد خریداریم و پولش رو هم نقد می دیم . به طور حتم در اخبار این چند روز شنیدید که  الان سیلو های بعضی مناطق جا ندارد و کامیونهای گندم برای تخلیه  هفت روزی در صف می ماند و احتمال پوسیدگی گندم هم با توجه به تغییر فصل زیاد هست.

اما آنچه در عقل چون منی نمی گنجد این است که کلا ما برای اینکه جشن بگیریم چرا لازم است در یک چیز چند بار خود کفا شویم، یا یک کارخانه رو چند بار افتتاح کنیم. یا چرا باید آنقدر خود کفا شویم که جا نداشته باشیم  کفایتمون رو نگه داریم. با چرا پیش از خود کفا شدن سیلوهاش رو نسازیم تا اینی نشه که شده. من که نفهمیدیم.


در عقل چون منی نگنجد – فصل یکم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *