در عقل چون منی نگنجد یکم: امروز من شنیدم که در صدا و سیمای محترم هم فریاد می زنند که اگر کالایی گران شود به نفع طبقه محروم جامعه است(در این لحظه مجری تو چشمهای من ذل زده بود)!!! برهان هم آورد که اگر گران شود خوب کمتر مصرف می شود، و زمانی که کمتر مصرف شود، یعنی صرفه جویی که این نیز خود باعث پیشرفت مملکت می شود. به رسم حماقت سعی در باور این در فشانی ها داشتم اما…

اما آنچه در عقل چون منی نمی گنجد این است که اگر دوستان که این برهان قاطع را به دوش می کشیند چرا چندی پیش به هر میکروفن بی ربطی  که می رسیدند می فرمودند : ” گرونی کدومه، کی گفته گرونی قرار بیاد این دورو برا، اینها همش حرف بد خواهاست” به هر حال ما که نفهمیدیم که کدوم را باور کنیم. البته شاید حکایت خبر رسانی این دوستان حکایت خبر رسانی مرگ یکی از آشنایان است که باید اول زمینه را چید سپس گفت که فلانی مرده است.

در عقل چون منی نمی گنجد دویم: امروز در خبرها داشتیم که دانشگاه علوم پزشکی ایران منحل و بخشهای مختلف آن بین دو دانشگاه علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی تقسیم شد و هدف از این عمل که ظاهرا به دستور مستقیم خانم وزیر صورت گرفته است، افزایش بهروری در ارائه خدمات به ماهاست که با تمرکز بیشتر قرار است صورت بگیرد. دست گلشون درد نکند اما…

اما در عقل چون منی نمی گنجد این است که اصولا نمی شد این دانشگاه باشد و خدمات به ما بهتر شود، یعنی این دانشگاه مانع خدمات به ملت می شد؟ البته امیدوارم حکایت این انحلال، حکایت سمت مشاور دهان و دندان در وزارتخانه نباشد که ایشان تشخیص دادند که این سمت رو تو چارت سازمانی جا بدهند. تو چارتی که جایی برای مشاوره قلب و عروق و کودکان و … وجود ندارد. شاید تو اون زمینه ها استادند و همین بحث دهان بود که  تا قبل از وزارت درسشون به آنجا نرسیده بود و اصلا ربطی به بند کردن دست همسر محترمشون در وزارتخانه ندارد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *