دیشب دزدی خانه‌ خالی من مهمان شد
و هر آنچه رویا داشتم با خود برد
صبح با ترسی غریب
لرزان گشودم آن پنجره که سالها بسته‌ست
مردی دیدم، به درختی معدوم
زیر پایش کولباری که انگار برایم آشنا بود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *