زنی هرزه

کمی زیبا

و مردی نیم ‌لخت و مست

بتی خالی و گیلاسی که پهلویش ترک خورده‌ست

صدای گرم ساز و بوسه‌های ناز

شب است اینجا

و می‌دانم بسان صبح

کسی غلطیده در خون است

و در کنجی زنی آرام

به تیغ تیز برانی نوازش می‌دهد خود را

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *