مخوان مرثیه برای روزگار من

اگرچه قامتم به زیر برفها دوتاست

که من فاتحم در این نبرد

روا مباد مرثیه برای فاتحان

.

اگر به زیر پاست برگ‌های من چه باک؟

برفهای رو سیاهِ دوش من، آب می‌شوند

و من سیر می‌شوم ز شیر جانشان

و سبزتر می شوم ز پیش

.

اگر شکست ساقه‌های من به زیر یوق برف

مباد و نیست هیچ خم به چهره‌ام

گواه تاریخ بوده‌است

که روید جوانه‌ای به هر شکستگی

.

اگر که طوفان شود در سپاه برف

ز بن جدا کند مرا ز خاک

عاقبت می‌شود همان که پیش‌تر شده‌ست

باد می‌رود به دور

برف می‌رود به گور

زمین ز جان برف و شهد جان من سیر می‌شود

و روید هزاران چو من، سبزتر ز من

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *