چند روزی است که قصد کرده بودم در باب موضوعی از موضوعات جاری مملکت مطلبی بنویسم که هر گاه عزمم جزم می شد به لطف بزرگان موضوع جدیدی در این مملکت علم می شد که من را در انتخاب سوژه دچار تردید می کرد. اما پس از چند روزی  کلنجار تصمیم  گرفتم که در باب تعدادی از آن ذهن مشغولی ها، هر چند کوتاه در فشانی کنم! و از آنجا که عقل این حقیر در درک منطق حاکم بر این نکات و مباحث عاجز است، آنها را “در عقل چو منی نگنجد” نامیدم و شاید از این پس با این عنوان مطاب بیشتری بنویسم.


درعقل چون منی نگنجد یکم: چند هفته پس از تحریم های سازمان تحت سلطه شیطان بزرگ، سازمان ملل، هر از گاهی از در بین برنامه های صدا و سیما می شنیدم که: “ما در این خودکفا شدیم و در آن مستقل و تحریم را به یاری دولتمردان به فرصت تبدیل نمودیم و خدا را شکر که ما را تحریم کردند و تا باشه از این تحریم ها”.

اما آنچه که در عقل چون منی نمی گنجد این است که حالا که ما می توانیم در طی چند هفته شاخ غول را بشکنیم چرا باید زور بالا سرمان باشد و حتما تحریم شویم تا نفت فرد اعلا تولید کنیم. نمی شد این همه پالایشگاهی که در طی این چند هفته برای تهیه بنزین درجه یک آماده شدند از چهار سال پیش آماده می کردیم. حتما باید تحریم می شدیم! که اگر قرار است با تحریم دشمنان پیشرفت کنیم می فرمودید همه با هم آن شب ها به جای الله اکبر گفتن، داد می زدیم: “سازمان بیشترش کن، تحریم بیشترش کن”

در عقل چون منی نگنجد دویم: آقا این کشیش بی خردی که گفت قرآن رو آتش بزنند، دیدید عجب هزینه هایی رو دست دولت مکرمه ما گذاشت. این همه راهپیمایی، تابلو، بیلبورد و از همه مهتر  هزینه تولید برنامه های تلوزیونی و هزینه ماموریت و ساندیس و کیک. می دونید با این هزینه چه کارهای فقر زدایی می شد انجام داد. تازه خدا هم راضی تر بود.

اما آنچه که در عقل چون منی نمی گنجد این است که آمریکا با این همه ادعا هنوز نفهیمده است اگر هفته ای یکی از کشیش های آمریکایی اعلام کنند که شهرودان آمریکایی قرآن ها را آتش بزنند هزینه تحمیلی به ایران بیش از  هزینه تحریم های مصوبه سازمان ملل است. تازه خودش هم کمتر هزینه می کند و هم دولت ما سرش به راهپیمایی گرم است و نمی تواند سه سوته نفت اکتان زیر صد تولید نمی کند که بهد دهن کجی کند به  آمریکا که خودکفا هم شدیم! جاییت بسوزد.

در عقل چون منی نگنجد سیم: دیگه همه کم و بیش در جریان این کتیبه کوروش مادر مرده هستند و می دانند که قرار است مدتی در ایران مهمان دولتمردان باشد.  همه هم از تمام جزئیات دعوا بر سر چفیه انداختن رو گردن مجسمه کورش، اختلاف علما بر سر ملی گرایی و دین گرایی کوروش، مقایسه کوروش با پیامبران و نفی این بنده خدا به خاطر آزاد گذاشتن مردم بلاد بابل در بت برستی، هستید و من چیزی بیشتر نمی گویم.

اما آنچه در عقل چون منی نمی گنجد این است که چرا کوروش را در جایگاه پیامبری می بینند اما در کشوری که نوه دختری پسر عمه یک امام، مقبره شیک و گاهی لوکس دارد چرا این بینوا آرامگاهش نمور شده!!!. چرا سران دولت، کوروشی رو تکریم می کنند که می گفت ملت رو نباید بزور وادار کرد که برند بهشت(دست از بت پرستی بردارند) اما همین دولت تا تک تک ما رو با حوری بهشتی همبستر نکنند راضی نمی شوند. می بینید که هر از گاهی گشت ارشاد، گشت نسبت، گشت نوامیس و انواع دیگر گشت ها را برای هدایت ما به کار می گیرید. ما که راضی به زحمت این عزیزان نیستیم.

در عقل چون منی نگنجد چهارم: تا حالا به مصاحبه های دولتمردان دقت کردید. دیدید شبی که می آیند در تلوزیون برای مصاحبه و گفتگوی خبری، روزش چندتایی پروژه افتتاح می کنند وهمچین خسته و کوفته از سر مراسم افتتاح پروژه می آیند صدا و سیما. مثلا همین دیشب یکی از آقایان در برنامه گفتگوی خبری شبکه دوک که در مورد طرح تحول اقصادی بود طی نیم ساعتی که من بیننده این برنامه بودم دو بار فرمودند ما یک پروژه داشتیم برای …. که اتفاقا امروز عملیاتی شد. و برای تنوع یک بار هم هر فرمودند که ما یک طرحی داشتیم که از فردا بهره برداریش شروع می شود.(ظاهرا دوستان این پروژه فکر می کردند برنامه مصاحبه برای امشب بوده است.)

اما آنچه در عقل چون منی نمی گنجد این است که چرا در این استانداردهای مدیریت پروژه و  مدیریت طرح هیچ رابطه ای اعم از مستقیم یا غیر مستقیم بین زمان خاتمه پروژه با زمان مصاحبه تلوزیونی مدیران دولتی وجود ندارد. این استانداردها، حتما باید توسط این مدیران دولتی ما بازنگری شود وگرنه دیگر بلاد از تکنیک های افتتاح پروژه در روز مصاحبه بی نصیب می مانند.

به امید آنچه در عقل چون منی نمی گنجد های دیگر

3 دیدگاه در درعقل چون منی نگنجد
  1. در عقل چون منی نگنجد – فصل دویم « مترسک باد می آید مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۲:۱۳ بعد از ظهر پاسخ دادن

    […] اما آنچه در عقل چون منی نمی گنجد این است که کلا ما برای اینکه جشن بگیریم چرا لازم است در یک چیز چند بار خود کفا شویم، یا یک کارخانه رو چند بار افتتاح کنیم. یا چرا باید آنقدر خود کفا شویم که جا نداشته باشیم  کفایتمون رو نگه داریم. با چرا پیش از خود کفا شدن سیلوهاش رو نسازیم تا اینی نشه که شده. من که نفهمیدیم. در عقل چون منی نگنجد – فصل یکم […]


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *