آرشیو ماهانه : شهریور ۱۳۹۶

چه زیبا و تلخ اشتیاق رود برای نیست شدن چه عظم عظیمی وقتی به سینه‌ی سنگها سخت می‌زند چه موزون و پر غرور ترانه‌‌خوانی این پرخروش مست *** چه رشک بر‌انگیزی دریا! با چنین عاشقی که بی‌قرار است در قرار تو

سکوت تو خالی از ناگفته‌ها‌ست یکان یکان کلماتش را هزار بار در چشمان تو مرور کرده‌ام هر چه ‌خواهی سکوت کن حتی اگر به عمق فصل‌های انتظار چشمان تو، چون غنچه‌های نوبرانه‌ی بهاری باران شب‌‌ را هویدا می‌کند و نقش سیلی بادهای سرد حک گشته‌است بر لرزش دستان چون برگهای تو و من! باغبان پیری […]