تصویر

۲۲بهمن ۱۳۹۱

اگر شرایط با من کنار می‌آومد، پیاده‌روی تو خیابون‌های تهران در هر تعطیلی رو از دست نمی‌دادم. روزهای غیر تعطیل شهر آنقدر شلوغ و جبر سرعت آنقدر هست که عدم توجه به دور و بر توجیه باشه! اما تو یک روز تعطیل چیزهایی نظرت رو جلب می‌کنه که شاید حیف باشه اگر دوربینی همراهت نباشه!

۲۳دی ۱۳۹۱

به عنوان فردی که گه گداری عکسی از آدم‌ها ثبت می‌کنه، همیشه رفتگران و کارگرهای فضای سبز شهری از سوژه‌های مورد علاقه‌ی من بودند و هستند. به عنوان آدمهای زحمتکش و بی‌مدعای جامعه. امسال تاسوعا تو میدان امام حسین شاهد یکی دیگه از جنبه‌های محرومیت زندگی این دوستان رفتگر بودم. اون‌ها هم شاید مثل خیلی از آدمها دوست داشتند تو مراسم عزاداری شرکت کنند و ارادت خودشون رو به اعتقاداتشون نشون بدهند. اما صحنه‌ای که من اون روز ظهر زیاد دیدم، یکسری انسان زردپوش و نارنجی‌پوش، زردپوشش بیشتر بود!، که جارو بدست منتظر بودند جمعیت عزاداریشون تو یک منطقه از میدون امام حسین تموم شود و بعدش سرکارگر یا مسئولشون با صدای بلند صداشون بزنه که برید اونجا رو تمیز کنید. یا منتظر بودند که ملت نمازشون تمام شود و بعد از نهیب مسئول مذکور بروند موکت‌های زیر پای جماعت رو جمع کنند و بار نیسان. خلاصه تا عزیزان فرصتی پیدا می‌کردند که دست کم نگاهی به عزاداری دیگران بندازند، من که ترس صدایی رو داشتم که بلند می‌شد که فلانی بدو اینجا رو تمیز کن، چه برسه به خود عزیزان!

 

۰۵مهر ۱۳۹۱

به نظر من می‌توان با نگاه کردن به راه رفتن آدم‌ها از پشت سرشان حس و حال آنها را دریافت. سرعت و نحوه قدم‌ برداشتن، توجه‌شان به اطراف، خمودگی و … همه‌ی اینها نشانه‌هایی از شرایط احساسی و احتمالا شخصیت آنهاست. فقط باید کمی با دقت نگاه کرد.