تصویر

۲۳شهریور ۱۳۹۱

شاید نشستن پای صجبت یک عروسک فروش دوره‌گرد و شنیدن تجربه‌های بازیگریش در تلوزیون برای کسی چندان جذاب نباشد،‌ اما وقتی از این دید نگاه کنید که با صرف کمی وقت باعث می‌شوید کسی دیده شود، کسی احساس دیده شدن کند، کسی غربتش را برای لختی فراموش کند، حتما ارزش این شنیدن را دارد. اگر هم اهل طلب باشید حتما عروسک فروش دوره‌گرد کلمات و اصطلاحاتی را می‌داند و برزبان می‌آورد که شما اگر هم آنها را می‌دانستید،‌از ترس بد تلفظ کردن شحاعت بیان کردنشان را نداشتید!

۲۲تیر ۱۳۹۱

بعد مدت‌ها، هر چند دیر، دوربین رو برداشتم و رفتم تو خیابان‌های شهر،‌که اولین تجربه عکاسی خیابانی را لمس کنم. مسلما عکس‌های خاصی نیستند، فقط چون حس اولین یک تجربه را در خود دارند، می‌توانند برای من جذاب باشند. برای تئوری پردازی خیلی قوره هستم، دست کم هنوز، اما همین را فهمیدم که هر عکس خیابانی، بیش از هر نوع عکس دیگر می‌تواند برای عکاسش جذاب باشد! به دو دلیل

ابتدا اینکه یک سری تصاویر تکراری را که هر روز می‌دیدید، به نوع دیگری تجربه می‌کنید، دوم اینکه حین گرفتن هر عکس حس ترسی در وجودت تجربه می‌شود.

۱۰تیر ۱۳۹۱
محمد مهدی، پسر احمد، و رفیقش

محمد مهدی، پسر احمد، و رفیقش

محمد مهدی، سمت راست، دو روزی میزبان ما بود، مهمان بودن تو روستان زیبای چوله، میهمان محمد مهدی بودن، خیلی لذت بخش بود