دسته‌بندی نشده

۱۶فروردین ۱۳۹۷

نفس تازه می‌کنم به عطر تسبیح تو

شانه می‌زنم به زلف

لبخند می‌نشانم به لب

و چون غزال رها گشته از بند

رها می‌شوم از حصار صیاد شب

 

دلم تا قرار، می‌تپد بی‌قرار

دو چشم، فخر‌ها ‌فروشد بر خیال

تلافی کند دوش را

که چون او ربودست، خواب از خیال دو چشم

 

لیک آن خورشید آرزو خفته‌است

رها از خیال چشم‌‌های به راه

و من تا طلوع صبر می‌کنم

۱۲آبان ۱۳۹۶

خیره‌ست به دیگران چشم‌های من

لیکن تو را نگاه می‌کنم

گوشم به مردمان شهر

زیبا کلام تو را مرور می‌کنم

باشی یا نباشی کنار این خسته تن

یادت همیشه هست در آغوش تشنه‌ام

در قلب این دقایق که گذر می‌کند ز عمر من

طعم لبان داغ تو را مرور می‌کنم

دانم که روز مرگ فرا می‌رسد مرا

اندوه وصل تو، مرا خاک می‌کند

آنگه که پرسند مرا حاصلت چه بود

هر شعر را که با یاد توست، مرور می‌کنم