طنز

۰۲مهر ۱۳۹۴

یکی از برنامه‌های مربوط به فناوری اطلاعات در تلوزیون که در خصوص آخرین فناوری‌ها، گجت‌ها و … صحبت می‌کند، قصد معرفی Samsung Galaxy S6 را داشت. در این معرفی مشروح، تمام قابلیت‌های مثبت این دستگاه را معرفی کرد و تقریبا با تکرار بالا عبارت Samsung را استفاده می‌کرد. اما من هنوز متوجه نشدم چرا زمانی که تصاویر این گجت را نمایش می‌داد، عبارت Samsung را شطرنجی می‌کردند. همین روال برای بقیه گجت‌های معرفی شده در این برنامه تکرار شد. تعریف و تمجید بسیار و ذکر نام بسیار و در نهایت شطرنجی کردن نام و برند‌.
اگر رفتاری که با مخاطب در سریالهای تلوزیونی صورت می‌گیرد، یعنی شطرنجی کردن برندهای مختلف که به راحتی هم قابل حدس زدن هستند، قابل توجیه باشد، این رفتار در برنامه‌ای که آخرین فناوری‌های روز را معرفی می‌کند در عقل چون منی نگنجد. شاید شما درکی از این رفتار داشته باشید‌

۲۸شهریور ۱۳۹۲

درست است که گاه به شوخی عرض می‌کنم، اما بهش اعتقاد هم دارم که اگر طی ۸ سال گذشته، از سال ۸۴ تا ۹۲، کشور عزیزمان را در حالت هدایت خودکار قرار می‌دادیم، اوضاع مملکت، اوضاع ما و شاید وضع من، از این که الان هست به مراتب بهتر بود، خیلی بهتر! حال که این ۸ سال سپری شد و نوری دمید از پس ابرهای سیاه، بهترین برنامه کوتاه مدت و حتی میان مدت دولت تدبیر و امید و نه البته کم هزینه‌ترین آنها، می‌توانست این باشد که تا اطلاع ثانوی روی اقدامات برادر محمود احمدی‌نژاد و دوستان Ctrl+Z بزند.

خوشبختانه دولت تدبیر، تدبیر به خرج داده است و در حال همین کار هست. بازگشایی خانه سینما، عزل رئیس دانشگاه آزاد، برگشت ساعت کاری کارکنان دولت شروع خوبی می‌تواند باشد برای این مهم. می‌دانم و می‌دانید که بازگرداندن ۸ سال کار راحتی نیست و حتما طی ۸ روز صورت نخواهد گرفت. اما اگر شروع هم نشود، اوضاع به سامان نخواهد شد.

البته که اینجانب به شیخ حسن روحانی پیشنهاداتی دارم، به طبع در حد شعور مختصر خویش، برای Ctrl+Z های آتی که بدون توجه به اولویت و با اعتماد به نفس ذکر می‌کنم.

  1. پخش “ربنا” با صدادی استاد شجریان در ماه رمضان آتی
  2. احیاء سریع سازمان مدیریت و برنامه
  3. آزاد سازی تمام فیلم‌های توقیف شده
  4. آزادی تمام زندانیان سیاسی “حوادث اخیر”
  5. کم رنگ کردن گشت ارشاد، اگر حذفش کامل صورت گیرد که بنده سپاسگذارم
  6. هر گونه اقدامی که در این ۸ سال برای کنترل نرخ دلار صورت گرفته است، دور ریخته شود
  7. بازگرداندن هنرمندان و ادیبان از این گریخته‌ای چون بهرام بیضایی

خلاصه اینجانب بعد یک روز کاری سخت چیزی بیش از این به ذهنم نمی‌رسد. اینجانب و حتما شیخ مذکور منتظر پیشنهادات شما می‌باشد.

۱۵شهریور ۱۳۹۱

سعید سهیلی(کارگردان و تهیه کننده گشت ارشاد):

در مورد گشت ارشاد شاید هیچ نباید گفت، تنها و تنها باید نشست و آنرا تماشا کرد، چند ماه منتظر پروانه ساخت آن بودم مهم نیست، برای ساخت آن چه سختی‌ها کشیدم مهم نیست، در زمان اکران جه ناملایمتی‌‌ها دیدم مهم نیست، فیلم در تهران پایین کشیده شد و در شهرستان‌ها اکران نشد،‌مهم نیست، خودم همراه با فیلم آتش گرفتم و سوختم مهم نیست، پس هیچ نمی‌گویم و با تمام بی انصافی‌ها می‌سازم و دوباره فیلم می سازم. یا حق

حکایت اکران فیلم گشت ارشاد رو همه می‌دونیم پس تکرارش ضرورتی ندارد. اینکه فیلم چه نقاط مثبت و منفی فنی دارد، می‌شود با مراجعه به مجلات تخصصی و سایت‌های سینمایی مطالعه و بررسی کرد. اما چیزی که در طول تماشای گشت ارشاد ذهن مرا بیش از همه چیز قلقلک می‌داد، این بود چرا باید این فیلم اکران نشود! به نظر من تنها اذهان بیمار و گناهکار می‌توانند با این فیلم از نظر محتوایی مخالفت کند، شاید از شدت عذاب وجدان، و مانع از اکران آن شوند. مگر در فیلم چه چیز بدی بیان شده که مستوجب ناملایمتی‌هاست.

اینکه تلاش کرده ما را آگاه کند از جریمه(قیمت) جوراب رنگ پا، شلوار کوتاه،‌مانتوی اونجوری و از همه مهمتر گذاشتن عینک روی سر جای تقدیر ندارد! این که جوانان ما با آگاهی از شرایط و میزان جریمه و با توجه به جیب و شرایط اقتصادی دست به انتخاب لباس و تیپ می‌زنند بد است؟

آیا اینکه در فیلم صحبت از این است که اگر کارت شناسایی ارشاد واقعی، لباس واقعی، حکم واقعی و تفنگ واقعی داشته باشی و کنارت خواهر،‌منظورم خواهر دینی،‌اون هم از نوع مردش داشته باشی، بیشتر و راحت‌تر می‌توانی به هدایت جوانان این مرزو بوم کمک کنی، مستحق سانسور می‌شود؟

آیا اینکه در فیلم صحبت از این است که جامعه جوری شرایط را برایت مهیا می‌نماید که حق انتخاب داری، می‌توانی گوسفند باشی یا گرگ! یعنی مجبوری که این باشی یا آن؟ آیا این سزاوار تنبیه است.

آیا اینکه …

به قول دوستی، بی‌خیال داداش، چه بگوییم و چه بنویسیم که نرود میخ آهنی بر سنگ!

گشت ارشاد رو ببینید شاید ارشاد شدید، شاید!

۲۴شهریور ۱۳۹۰

هیچ می‌دانید هزینه طرح بهشت اجباری ۱(گشت ارشاد) چقدر است. بیایید با هم حساب کنیم:

اگر ۱۰۰ واحد بهشت اجباری ۱ در کشور مشغول خدمت رسانی به خلق خدا باشند، و در هر گروه ۴ جان بر کف و زحمت (۲ شیر مرد و ۲ شیر زن)  و حقوق هر فرد ماهی تنها ۵۰۰۰۰۰ تومان باشد می‌‌کند به عبارتی ۲۰۰۰۰۰۰ تومان. خرج بیمه این ۴ غیور و پول بنزین ماشین‌های خط بهشت هم ماهی ۵۰۰۰۰۰ تومان. در نتیجه هزینه هر گروه بهشت اجباری ۱ می‌شود ماهی ۲۵۰۰۰۰۰ تومان که برای ۱۰۰ واحد می‌شود ۲۵۰۰۰۰۰۰۰ تومان.(که البته بیشتر از این‌ها می‌باشد)

اگر فرض کنیم هزینه طرح بهشت اجباری ۲ (جمع‌آوری ماهواره‌ها) هم برای دولت عزیز همین میزان باشد نتیجه می گیریم که ماهی ۵۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان صرف می‌شود که  ملت راهی بهشت شوند.

من از همین تریبون استفاده می‌کنند و اعلام می‌کنم که ای دولت کریمه‌ی، فخیمه‌ی، رحیمه من به نمایندگی از ایم ملت قول می‌دهیم که سعی کنیم که خودمان با خرج خودمان برویم بهشت. اگر هم نکردیم گناهش گردن شما نیست. لطفا این ماهی ۵۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان را صرف کارهای نظارتی کرده تا اختلاس‌های دولتی در کشورمان کاهش یابد. و از این ره شاید دوستان اختلاس‌گر و همکاران دولتی آنها نتوانند به جهنم روند

۰۸بهمن ۱۳۸۹

اگر یادتون باشد زمان پرداخت مالیاتها بود که صنف طلا فروش پاش را کرد تو یک کفش و گفت که من مالیات نمی دم. بعد دولت گفت باید بدی. هی از این اینها اصرار و از آنها انکار. بعد طلا فروشها برای اینکه مالیات ندهند، کرکره ها را کشیدند پایین و رفتند خانه که ندهند. دولت اومد پشت یک میز و از طلا فروش ها خواست که بیایند پشت میز بدون ترس از دادن . مشورت کردند که چه کسی باید این مالیات را بدهد. کی بده، کی نده، من نمی دم، تو بده، همه به یک توافق رسیدند که چه کسی بدهد. سپس همه خوشحال برگشتد سرکارشون. دولت رفت به سفرهای استانی و طلا فروش هم کرکره را داد بالا. در رسانه ملی هم از این توافق عظیم و ناشی از فهم دو طرف کلی تعریف و تمجید کرد.

دیروز من در یک طلا فروشی بودم که متوجه شدم علاوه بر طلا که گرمی ۳۵۹۱۵ تومان(به قیمت دیروز) و ۷ درصد سود که پایین ترین نرخ سود بازار است و مزد ساخت که بسته به نوع جنس و ظرافت آن متفاوت است، تازیگی ها ۳ درصد مالیات از خریدار اخذ می شود.

تازه آنجا بود که فهمیدم ملت هستند که باید مالیات بدهند و مثل همیشه وقتی دعوا شد سر دادن و ندادن یک چیز، این ملت بودند که دادند.

۱۱آبان ۱۳۸۹

در کتاب درسی تعلیمات دینی یکی از سالهای تحصیلی درسی داشتیم به عنوان “مسخره گر سخت کیفر می شود”. یادم هست در این درس چنان مسخره گر تقبیح شده بود و چنان به عذاب الهی بشارت داده شده بودند، که من که شاید از روی کم خردی گاهی دیگران را مسخره می کردم متحول شده و توبه کردم. آنقدر این درس روی من تاثیر داشت که من عنوانش را هنوز فراموش نکردم. اما فکر می کنم باید در این مورد کمی در کتب درسی تجدید نظر شود.

در چند سال اخیر سیاستی در صدا و سیمای کشور باب شده است که در آن از مسخره نمودن فلان رئیس جمهور به دلیل اینکه به یک زن گفته است که ” شما بهتر است شوهر نکنید” گرفته تا مسخره نمودن فلان وزیر امور خارجه که در کنفرانس خبریش طپق زده دریغ نمی کنند. گاهی هم برنامه های طنز که نه هجو بر روی آنتن می رود شامل تصاویر سران کشورهای غرب و شرق به غیر از کشورهای آمریکای لاتین که بر آنها صداهایی گذاشته شده تا این افراد را احمق و نالایق معرفی کنند. مسخره نمودن سیاستمدارن داخلی که در خلاف جهت حرکت دولت حرکت می کنند که هیچ، آن به قدر زیاد یافت می شود. تازگیها هم پیشرفت نموده و به غیر از سیاستمداران مربی فوتبال و سرباز را هم مورد عنایت قرار می دهند. فردا، پس فردا هم نوبت به مردم عادی آن کشورها می رسد.

حال آن نوجوان ۱۰ ساله که مخاطب این رسانه ملی می باشد آیا به این نتیجه نمی رسد مسخره کردن کار بدی نیست، زیرا در کانالهای ماهواره ای که مامان و بابا او را از آنها منع می کنند و او از روی کنجکاوی آن را مشاهده می کنم نه کسی را مخسره می کنند، نه به کسی فحش می دهند. اما در شبکه های خودمان! جدا از اینها دولتمردان ما هم در این چند سال اخیر در این امر پیش قدم بوده و جامعه را هدایت می کنند که چه روشی بهتر است.

امیدوارم که این درس از کتب درسی حذف شده باشد نا نوجوان ما علاوه بر بد اخلاقی به تعارض اجتماعی هم دچار نشود.

  • 1
  • 2