صفحه اصلی

۰۲مهر ۱۳۹۴

چند روز پیش در یک برنامه تلوزیونی، مجری مربوطه، به بهانه ناکامی اخیر تیم ملی کشتی فرنگی، یک مصاحبه تلفنی با احد پازاج، سرمربی تیم ملی، داشت که نقل به مضمون این موارد بیان شد.
مجری: شما علت این عدم نتیجه‌گیری را چه می‌دانید؟
پازاج: بضاعت تیم همین بود و نباید انتظار زیادی از این تیم داشت. کشتی‌گیران ما در طی مسابقات اشتباهاتی داشتند که باعث شد این نتیجه حاصل شود.
مجری: اما بعضی از کارشناسان اعتقاد دارند که یک علت مهم در کسب این نتیجه نامناسب هدایت نامناسب کادر فنی تیم بوده است.
پازاج: من هم قبول دارم که همکاران من در این مورد خوب عمل نکردند و اشتباهاتی داشتند.
نکات مهمی در جملات فوق مستتر است که باید فدراسیون کشتی به آنها توجه نماید. عدم توجه به آنها می‌تواند مانع نتیجه‌گیری کشتی فرنگی در المپیک ۲۰۱۶ شود.
۱- حتی اگر نادیده بگیریم که کشتی فرنگی در المپیک گذشته با سه طلا قهرمان شد و در مسابقات جهانی قبلی برای اولین بار قهرمان جهان شد و فرض کنیم که بضاعت این تیم همین است، جناب پازاج با بیان این جملات اعلام نمودند، به تیمی که در اختیار داشتند، بی اعتقاد هستند. با این رویکرد چگونه ممکن است بتوانند در مسابقات بعدی انگیزه کافی در بازیکنان برای برنده شدن بوجود آورند. چگونه می‌توانند از آنها بخواهید که برنده شوند وقتی خود ایشان به برنده شدن آنها اعتقاد ندارند.
البته به نظر نویسنده، ایشان بیش از هرکس دیگری به این تیم اعتقاد دارند، فقط در مسابقات اخیر اشتباهاتی در انتخاب تیم و هدایت آنها داشتند و متاسفانه چون هنوز آنقدر بزرگ نشده‌اند که اشتباهات خود را بپذیرند، تلاش کردند برای ناکامی اخیر مقصری غیر از خود پیدا کنند.
۲- جناب پازاج همه کادر فنی را در انجام وظایف خود مقصر دانستند بدون اینکه اشاره کنند که خود ایشان هم شاید اشتباهاتی داشته باشند. چگونه ممکن است همکاران ایشان در کادر فنی با انگیزه‌ کافی با ایشان ادامه همکاری دهند؟ چگونه ممکن است فرد جدیدی حاضر باشد با جناب پازاج همکاری نماید و نگران آن نباشید که روزی مجبور شود تاوان اشتباهات ایشان را بدهد.
۳- آقای پازاج در این مصاحبه‌ نشان دادند که برای همکاری قابل اعتماد نیستند، نه به عنوان مربی و نه به عنوان همکار. کسی که به راحتی علل ناکامی را دیگران می‌داند حتما در صورت موفقیت ، فقط خود را دلیل آن می‌داند.
بهتر است از همین امروز، فدراسیون کشتی به دنبال گزینه‌ای برای سرمربی‌گری تیم ملی کشتی فرنگی باشد که علاوه بر توانایی‌های فنی و مدیریتی توانایی پاسخگویی در قبال شکستها را داشته باشد.

۰۲مهر ۱۳۹۴

امین حیائی مسابقه خندوانه را به امیر مهدی ژوله نباخت. او مسابقه را به خودش باخت. اگر این مسابقه سال ۸۸ برگزار شده بود، مطمئنا حتی با همین اجرای دست و پا شکسته، با اختلاف میلیونی توسط مردم انتخاب می‌شد. چیز عجیبی هم نیست. مدت زمانی که ژوله در قاب تلوزیون ظاهر شده است شاید به اندازه یک سانس فیلم حیائی در سینما نمی‌شود. اما روزی که امین حیائی انتخاب کرد قلاده‌ای طلایی را به احساسات مردم ترجیح دهد، باید فکر آن را می‌کرد که بیش از نیمی از مخاطبان یک برنامه، به نمایندگی از نیمی از مردم ایران، تلاش کنند که او انتخاب نشود. تاکید می‌کنم، تلاش کردند، نگران شدند، تبلیغ کردند و … که امین حیائی انتخاب نشود. اینجاست که می‌گویند یک نفر از اصل افتاده است نه از اسب!

۲۸شهریور ۱۳۹۲

درست است که گاه به شوخی عرض می‌کنم، اما بهش اعتقاد هم دارم که اگر طی ۸ سال گذشته، از سال ۸۴ تا ۹۲، کشور عزیزمان را در حالت هدایت خودکار قرار می‌دادیم، اوضاع مملکت، اوضاع ما و شاید وضع من، از این که الان هست به مراتب بهتر بود، خیلی بهتر! حال که این ۸ سال سپری شد و نوری دمید از پس ابرهای سیاه، بهترین برنامه کوتاه مدت و حتی میان مدت دولت تدبیر و امید و نه البته کم هزینه‌ترین آنها، می‌توانست این باشد که تا اطلاع ثانوی روی اقدامات برادر محمود احمدی‌نژاد و دوستان Ctrl+Z بزند.

خوشبختانه دولت تدبیر، تدبیر به خرج داده است و در حال همین کار هست. بازگشایی خانه سینما، عزل رئیس دانشگاه آزاد، برگشت ساعت کاری کارکنان دولت شروع خوبی می‌تواند باشد برای این مهم. می‌دانم و می‌دانید که بازگرداندن ۸ سال کار راحتی نیست و حتما طی ۸ روز صورت نخواهد گرفت. اما اگر شروع هم نشود، اوضاع به سامان نخواهد شد.

البته که اینجانب به شیخ حسن روحانی پیشنهاداتی دارم، به طبع در حد شعور مختصر خویش، برای Ctrl+Z های آتی که بدون توجه به اولویت و با اعتماد به نفس ذکر می‌کنم.

  1. پخش “ربنا” با صدادی استاد شجریان در ماه رمضان آتی
  2. احیاء سریع سازمان مدیریت و برنامه
  3. آزاد سازی تمام فیلم‌های توقیف شده
  4. آزادی تمام زندانیان سیاسی “حوادث اخیر”
  5. کم رنگ کردن گشت ارشاد، اگر حذفش کامل صورت گیرد که بنده سپاسگذارم
  6. هر گونه اقدامی که در این ۸ سال برای کنترل نرخ دلار صورت گرفته است، دور ریخته شود
  7. بازگرداندن هنرمندان و ادیبان از این گریخته‌ای چون بهرام بیضایی

خلاصه اینجانب بعد یک روز کاری سخت چیزی بیش از این به ذهنم نمی‌رسد. اینجانب و حتما شیخ مذکور منتظر پیشنهادات شما می‌باشد.

۰۴فروردین ۱۳۹۲

سلام! امروز، نه امشب ۲۵ خرداد ماه سال ۱۳۹۲ جناب آقای دکتر حس روحانی به طور رسمی به عنوان رئیس جمهور منتخب ملت ایران معرفی شد. ضمن تبریک به همه کسانی که در این انتخابات رای دادند و تبریک ویژه به کسانی که به دولت تدبیر و امید رای دادند و تبریک ویژه‌تر به کسانی، چون من، که با بسیار کلنجار با خودشان، توجیه شدند که رای بدهند، چندین نکته تو این چند روز توجه من رو جلب کرد که بر آن شدم که بنویسمشان، مبادا که فراموشم شد در گذر زمان

  1. امروز مردم به حسن روحانی، شعارها و وعده‌هایش آری گفتند، هم برای اینکه شایسته این آری بود و هم برای اینکه شرایط فعلی این مملکت شایسته نه بود. هر چه کاندیداهای این دوره جدی‌تر از شرایط جاری انتقاد کردند بیشتر رای مردم را جذب کردند و این نکته‌ایست که دولتمردان و حکومت‌مردان باید بهش بدون تعصب فکر کنند.
  2. جریان اصولگرا شکست خود را از ۴ سال پیش رقم زد. حتی اگر فرض کنیم که احمدی‌ نژاد هیج سنخیتی با اصولگرایان نداشته و ندارد، اما ایشان در این چند سال که بسیاری خس و خاشاک خوانده شدند، بسیاری به سختی روزگار سپری کردند، سیاست خارجه‌ما که نابود شد و …،   به صراحت لحجه‌ای که دیروز برای جذب رای سیاست‌های آقای دکتر را به نقد می‌کشیدند، چنین صراحت لحجه‌ای نداشتند که اگر داشتند شاید امروز مردم بیشتر به آنها اعتماد می‌کردند.
  3. مردم با عدم رای به آقای دکتر جلیلی، عدم رای خود را به سیاست‌های جاری مسئله‌ی هسته‌ای و شرایط حاصل از آن اعلام کردند. من هم مثل خیلی‌ها نسبت به حق مسلم خود رگ گردن بیرون می‌دهم اما الان نان می‌خواهم به جای هسته! من هم مثل همه به چالش کشیدن سیاست‌های مذکور را توسط سیاستمداران کهنه‌کار مشاهده کردم. ای کاش پیشتر این چالش در این سیاست‌ها رخ می‌داد که شاید نان را از سر سفره‌های ملت ندزدد. مردم متوجه شدند، هر چند دیر، فلسفه کمی با مذاکرات هسته‌ای متفاوت است. امیدمان این است که جلوی ضرر را هر زمان که بگیرند منفعت است.
  4. درخواست خاتمی، استعفای عارف، اظهار نظر رسمی هاشمی! فکری که پشت این فرآیند سیاسی بود سزاور تحسین است.
  5. رفتار حکیمانه و بزرگوارانه دکتر عارف درس مهمی بود به اصولگرایان جاه‌طلب. عارف تعریف کامل از خودگذشتگی در مقابل اعتقادات بود. معنای واقعی گذشت به خاطر مصلحت ملت بود. البته خوب که دکترها جلیلی، رضایی و ولایتی این خودگذشتی را نداشتند.

نکته‌های دیگر هم در این چند روز قابل تامل بود،از پیام رسا و شیوای روحانی در تلوزیون گرفته تا  نام بردن خاتمی، کسی که به عنوان جاسوس تصویرش در رسانه ملی به نمایش در آمد و ده‌ها نکته دیگر که شاید بد نباشد یکی آنها  را در کتابی بنگارش در آورد. مخصوصا مقایسه زمان صرف شده برای شمارش رای‌های سال ۹۲ و ۸۸!

۲۲بهمن ۱۳۹۱

اگر شرایط با من کنار می‌آومد، پیاده‌روی تو خیابون‌های تهران در هر تعطیلی رو از دست نمی‌دادم. روزهای غیر تعطیل شهر آنقدر شلوغ و جبر سرعت آنقدر هست که عدم توجه به دور و بر توجیه باشه! اما تو یک روز تعطیل چیزهایی نظرت رو جلب می‌کنه که شاید حیف باشه اگر دوربینی همراهت نباشه!